X
تبلیغات
گنجشگک اشی مشی

گنجشگک اشی مشی
آخرين مطالب
24 شهریور بود که راهی سبزوار و روستاهای این شهر شدم. از قلعه میدان تا چادرهای کلمیشی.
اونجا با خیلی از آدم‌ها آشنا شدم، آمدم‌هایی که قبل از این تجریه اشون نکرده بودم.
گل محمد، خان محمد، بیگ محمد، خان عمو،صبراو، کلمیشی/ ستار، موسی، قربان بلوچ، نادعلی/ مارال، شیرو، بلقیس، زیور، ماهک، بی بی/ بابقلی بندار، آلاجاقی، قدیر، عباسجان کربلای خداد، شیدا، جهان، سیدشرضا/ و مدیار
حتی اسب یکه سوار قره‌آت، که سواری باهاش، مثل پرواز تو آسمونه.
خوردن نون سارج، یه نون گندم با روغن و ماست، یا اون پیله های چای که با مویز، تو سرما جون می‌شد به تن آدمی.
امروز این سفر تموم شد. سفر 78 روز من به کلیدر. سفری که وقتی به پایان رسید، حس جدایی رو لمس کردم از کسانی که صبح رو با اونها شروع میکردم و شب را با اون ها تموم.
تموم شد، ماجرای ده جلد کلیدر، ماجرای سردار گل محمد، ماجرای جنگیدن برای آزادی، اینبار در روستاهای سبزوار.

آخرین کلمات محمود دولت آبادی، حس غرببی داشت، حسی که نمیشه بیان کرد و فقط میشه خوند تا فهمید.

خداحافظ کلیدر




جیک جیک نوشت‌ها:

1-دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت

یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من

سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من

کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

حضرت حافظ


[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 10:31 ] [ مصطفی ]
درباره وبلاگ

گنجشگك اشي مشي, لب بوم ما مشين
بارون مياد خيس ميشي, برف مياد گوله ميشي
ميفتي تو حوض نقاشي
خيس ميشي, گوله ميشين
ميفتي تو حوض نقاشي
كي ميگيره فراش باشي
كي ميكشه قصاب باشي

كي ميپزه آشپزباشي
كي ميخوره حاکم باشي

امکانات وب